السيد الطباطبائي

264

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

پردازيم به اشتباه خود پى برده و خواهيم فهميد كه علت پيدايش اين موضوع خرافى اين بوده كه ما دائم را بجاى غالب گذاشته‌ايم كندن چاه 50 مترى پيوسته انسان را باب نمىرساند كه در نتيجه اگر باب نرسيد بدبختى و اگر بگنج رسيد خوشبختى بوده باشد بلكه گاهى باب مىرساند كه در پنجاه مترى سطح زمين آب موجود بوده باشد چيزى كه هست كندن چاه پنجاه مترى هميشه انسان را به همان چيزى كه در پنجاه مترى سطح واقع است مىرساند اگر آب است آب و اگر گنج است گنج و اگر سنگ است سنگ و اين دائمى است . و البته موقعى كه كندن چاه به گنج هدايت كرده از اين جهت بوده كه در پنجاه مترى سطح زمين گنج وجود داشته و با برداشتن خاك كه روى او را پوشانيده بود گنج پوشيده پيدا شده و اين علل و شرايط جز اين نتيجه نداشته است . در همه موارد بخت سفيد و بخت سياه نمىتوانيم حادثه اى را پيدا كنيم كه اثر مستقيم علل و شرايطى كه در محل واقعه تراكم نموده نباشد و غايتى نمىتوانيم بياييم كه ارتباط ذاتى با اسباب و قواى حاضره و فعاله پيدا نكند . مسائلى كه در اين مقاله اثبات گرديده به شرح زير است 1 هر حادثه زمانى نيازمند به علت مىباشد و با تعبير عمومىتر هر ممكن محتاج به علت است . 2 چنان كه وجود علت علت وجود معلول است عدم علت نيز علت عدم معلول است . 3 وجود معلول با علت خود رابطه اى دارد كه با هيچ چيز غير او ندارد .